خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه | بلاگ

خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

از اواخر اسفند رفتيم خونه ي جديد

خونه مون رو دوس دارم

از ني ني خبري نيست و قصدش رو نداريم

اين روزا سرم خيلي شلوغه اموزش خونواده عاست

دو روز در هفته بايد برم مدرسه و به والدين اموزش بدم

خدايا شكرت

جايگاهم رو دوس دارم

فردا قراره دختر عمه ها بيان خونه مون

و قراره با پسر عمه قرار بذاريم رفتو امد كنيم

اينروزا سعي ميكنم از زندگي لذت ببرم با وجود مشغله

معلوم نيس ادم چقدر زنده هس

فشار اقتصادي اما اگه بذاره😔

خدايا بازم توكل به خود خودت

١٤ارديبهشت ٩٨

خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه ...
ما را در سایت خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 29 آبان 1398 ساعت: 8:31

حس هاي جديد داره مياد سراغم

خدا منو به راه راست هدايت كن

٣-٤ روزه باهم سنگينيم

اما من غمم نيس

دليلش رو هم ميدونم

دلم داره ميلرزه

خدايا خودت نذار برام اتفاقاي نادرست بيفته، هوام رو داشته باش

گاهي وقتا از خودم بدم مياد

چقد سخته ادم خوب باشه

خدايا الهي شكرت

خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه ...
ما را در سایت خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 29 آبان 1398 ساعت: 8:31

خدايا شكرت

كمك كردي بهم ميدونم... ميتونست كه كار برجاهاي باريك كشيده بشه، اما نداشتي

ديروز رفتم مدرسه واسه والدين اموزش گذاشتم درمورد حل مسئله و بخشايشگري

ديروز خوب بود، ع.ر بهتر از هميشه

دارم ب اين فكر ميكنم اجازه بدم ك يك نفر عضو جديد خانواده ي ٢نفريمون بشه يا نه

بايد خيلي سبك سنگين كنم

نماز روزه هام قبول

 

خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه ...
ما را در سایت خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 29 آبان 1398 ساعت: 8:31

امروز با دوستم ميخوام برم تا يخورده وسايل تزئينات بگيرم واسه تولد همسرماقا ديروز بحث سورپرايز بود.. بعد من به ع.ر گفتم ك من خيلي تورو سورپرايز ميكنم گف اره تولد اولين سالم.. گفتم دومين سال چيييي؟؟؟ گف خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه ...ادامه مطلب
ما را در سایت خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 29 آبان 1398 ساعت: 8:31

اقا ما رفتيم ازين بادكنك ها ك نوشته  happy birthday قرمز خريدم، با ٦تا بادكنك مشكي، با تو تا بادكنك قلب مشكي خاخالي قرمز با سه تا بادكنك دراز قرمز ٣تا دراز مشكي

 رااااسي يه مانتو از يه مزون تو اينستا خريدم ٢١٥ حالا ك اومده ديدم خيلي ساده س، رفتم خرازي جينگول خريدم واسه مانتوهه ك از سادگي دراد، شد ١٠٠ تومن😳😳😳 يني مانتوهه برام ٣١٥ درومده تازه معلوم ني اخرش قشنگ دربياد يا نه😑😑😑😑

خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه ...
ما را در سایت خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 29 آبان 1398 ساعت: 8:31

ديشب اومديم ده خوابيديم تا الان ك ساعت ٤ونيمه

 اينم اقاي همسر برام كندن👇👇

حوصله اپلود ندارم

گل صحرايي كنده😂

خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه ...
ما را در سایت خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 29 آبان 1398 ساعت: 8:31

فردادارن ميرن😭😭😭

شنبه ميخوام تولد سورپرايزي براش بگيرم😍

اوايل اون هفته دعوتيم.. خدايا كمكم كن 😑

خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه ...
ما را در سایت خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 29 آبان 1398 ساعت: 8:31

ديروز تولد بود چههههه تولدي

محدثه اومدو جينگول كرديم اتاق خوابو

ع.ر ساعت ٥ونيم اومد از تو پنجره اتاق هپي رو ديدو لو داد

در اتاقم قفل و خيال تخت😂

بعد ديگه شب كيك و فوت و رقص و اهنگ و عكس و ...

دوس داشتم

خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه ...
ما را در سایت خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 29 آبان 1398 ساعت: 8:31

اووو چقدر وقته ك نيومدم

و چقدر اتفاقات افتاد

٢شهريور ٩٦ عروسي گرفتيم

الان يكسالو چند ماهه كه توي يك خونه زندگي ميكنيم

و الان يكماهه كه خونه خريديم و امروز دومين چكي بود ك بخاطر خونه خداروشكر پاس كرديم، چك بعدي ٢٢ابان هست

هنوز احساس خوشبختي دارم ، با درنظر گرفتنِ اين كه دعوا و سوءتفاهم توي همه ي خونه ها و زندگي ها هست و اينكه بقول قديميا آسياب نو سروصدا زياد داره

از ني ني خبري نيست و هنوز قصدش رو نداريم

ديگه جونم چي براتون بگه

خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه ...
ما را در سایت خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:57

امروز توي كلينيك ٥ تا مراجع داشتم

يكيو ارجاع دادم مشاور خانواده

ينفر هم وقت دادم پنجشنبه دوباره بياد

خدايااااا

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 12:55 توسط ماريا |
خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه ...
ما را در سایت خاطرات دختر ديوونه اي كه روانشناسه دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:19